تاریخچه هنر خیاطی

تاریخچه هنر خیاطی

خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم
 آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم .
شهامتی که تغییر دهم آن چه را که می توانم .
دانشی که تفاوت این دو را بدانم.


 تاریخچه هنر خیاطی 
هنر رهگشای کار است که هستی را جنبش در آورده و تازه تر از تازه می سازد و هنر ارزنده ای که پوشش بیرونی هستی را جمع می بخشد.
 در زمان گذشته پارچه را روی اندام افراد قرار داده و فرم دلخواه در می آوردند و باکوک و سنجاق زده و اقدام به دوخت می کردند و یا برخی بر حسب تجربه و بدون الگو لباس را برش زده که نیاز به چندین پرو داشته رفته رفته با پیشرفت علم و تجربه متدهای تدوین به صورت کلاسیک در کشورهای مختلف رایج گردید متد گرلاوین، فرانسوی ،ژاپن، متریک، مولر آلمانی
 دو استاد فن خیاطی به نام‌های (ویونتvionet و شانل Chanel)  که حساسیت و استعداد خاصی نسبت به زیبایی شناسی اجتماعی داشتند. تغییرات خطوط اندام و بدن را کشف کردند. با آنکه تعبیر و تفسیر این دو طراح متفاوت بوده اما آنان را باید به وجود آورند. و مخترع اصلی لباس ساده و راحت امروز دانست
 ناگفته نماند که زنان ما قدرتی دارند که اگر به هنر آمیخته شد با خلاقیت خود جهان به چرخش در می آورند.
  لباس پوشیدن پدیده‌ای که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه دارد. از آثار نوشته‌های مورخان و جهانگردان پیداست که انسان حتی قبل از ساختن خانه اقدام بپوشانند خود می نموده است.

انسان اولیه با دوخت و دوز آشنایی نداشت ولی برای پوشاندن خود از پوست حیوانات و برگ  درختان استفاده می کرد .آنها با استخوان پرندگان ماهیها و نی باریک  خیزران سوزن بسازند و پوست حیوانات را به هم بدوزند  و از آن  لباس تهیه کنند با گذشت زمان آنها با الیاف ظریف اقدام به بافت پارچه برای لباس و الیا ضخیم تر برای بافت چیزهای چون گلیم فرش می‌کردند. با گذشت زمان این ضرورت مانند سایر موارد و نوعی هنر تبدیل شد. همراه با تکنولوژی و پیشرفت این طی قرون متمادی پیشرفت های چشمگیری داشته است.

آثاری از حدود پنج هزار سال قبل از میلاد به دست آمده نمایانگر شکل لباس خانم های ایران قدیم است که از یک پارچه بریده نشده درست شده است. دو طرف این لباس دارای درز و روی آن کمری بسته می شود. قسمت سرشانه که پهن بودبه وسیله سنجاق های مخصوص مخصوص جمع می‌کردند. پدید امدن پوشاک امری تصادفی و خواسته فردی نبوده بلکه بر مبنای تفکرات و نیازهای اقلیمی و مادی و معنوی اقوام به وجود آمده است. هنر طراحی لباس نشانه تفکر آمیخته با تخیلی است که منجر به برقراری ارتباط انسان با سایر انسان‌ها و دنیای خارج از خود می شود. اگر بپذیریم که هنر حقیقی حفظ خلاقیت در هنر است بنابراین باید قبول کنیم که خلاقیت در طراحی لباس یعنی رفع تناقض میان انسان و طبیعت و برقراری رابطه میان آن دو است.